شیلی یاد نرودا را گرامی می دارد!
گزارش : ریکی نِئومان*
برگردان رباب محب
امروز اگر نرودا زنده بود ، صد ساله می شد. اما مردم شیلی نمی دانند یاد کدام " نرودا"
را زنده کنند :
" نرودای چپ" را نسل قدیمی تر گرامی می دارد و" نرودای عاشق" را نسل جوان!
شاعر ملی شیلی با شکوه ِ هر چه تمام تر برگزار می شود.- این روزها در سراسر شیلی مراسم یادبود ِ پابلو نرودا
از میان این مراسم می توان از "صف شاعران" نام برد. رئیس جمهور شیلی شانه به شانه ی ِ شاعران به سوی شهر کوچک پَرَل* جائی که نِفتالی ریکاردو ریِس بَسُال تو* در دوازدهم جولای 1904 متولد شد – در راه است.
از این مراسم ها که بگذریم ، بحث های داغ ِ روز جالب توجه است : مردم شیلی در صدمین سال تولد شاعر بزرگ خود – از خود می پرسند : کدام " نرودا " را باید تجلیل کنیم؟
آرییل دُرف مَن*( نویسنده) در پاسخ به سوال نیویورک تایمز* می گوید : نسل گذشته از نرودا به عنوان اپوزیسیون و دوست خوب سالوادور آلنده یاد می کنند ، در حالیکه دیگران ترجیحا می خواهند که اشعار ی چون "چکامه ای برای استالین" و یا " نابودی نیکسون" را فراموش کنند.
دُرف مَن می افزاید: یکی از دلایل علاقه جوانان به نرودا ، علاقه ی ِ سرشار او به سکس بوده است. مردان ِ همه نسل ها – از جمله خود ِ من از نقل و قول های نرودائی برای ربودن دل زن ها استفاده کرده و می کنند.
وُلُد یا تِیتِل بُاین (نویسنده) می گوید : ما باید نرودا را آنگونه که بود تجلیل کنیم ، وگرنه او در میدان ها به مجسمه -ای سنگی ، بدون قلب مبدل خواهد شد. در نگاه بسیاری – بخصوص نزد ِ جوان تر ها - نرودا تنها "صد سونات عشق " و " بیست شعر عاشقانه و آواز یأس " است.
در دوران حکومت آگوست پینوشه ، رژیم بر آن شد تا با جایگزینی گابریلا میسترال به عنوان شاعر ملی ، نام ِ پابلو نرودا را از اذهان عمومی پاک کند. اما چندی نگذشت که با سقوط این دیکتاتور ِ پابلو نرودا دوباره شاعر ملی مردم شیلی شد.
زِران* اظهار می کند که ملت شیلی امروز یکصدا از پابلو نرودا به عنوان شاعر ِ خود نام می برد. اما بهای این ملی شدن همانا : ِ نرودای بدون ِ کوکائین ، نرودای ِ لایت* و نرودا با شمار حکایت ِ زنانش ، خانه هایش و کلکسیون هایش است!
***
این مطلب اول بار در سایت مانی ها به چاپ رسیده است . http://maniha.com/nicanor_parra.htm
* ریکاردو ریِس بَسُال تو نام اصلی پابلو نروداست.
* این مقاله در تا یخ 27 جولای 2004 در روزنامه سِونسکا داگ بلادِت* چاپ شده است.