گودی پا به زيبائي بهار2

مونيکا براوو

برگردان رباب محب

 دورتي کو مي گويد که داشتن  " بدن طبيعي " در مخيله مردم چين قديم نمي گنجيد و سخن از پاهای معلول  ،  از شکل افتاده  ی ِ قنداق پيچيده اساسا در ميان نبود. تغيير فرم بدن زنان هم در نگاه زنان و هم نزد مردان   ريشه مذهبي ، مادی ، اجتماعي و احساسي داشت. تمرين های فو توسط شاو همسر شاه ِ معبد لين  يک  نمونه از ناديده گرفتن مطلق تن يا جسم و رسيدن به حقيقتي والاتر است که انسان چين قديم به آن باور       داشت.  

عمل قنداق  پيچاندن پا های دختر بچه ها بايستي طوری صورت مي گرفت که نوک انگشتان پا به طرف کف پا ها خميده شده و رشد مي کرد و به شکل برگ گل لوتوس در مي آمد. پاها را با پارچه های نرم مثل ساتن و  اغلب  گلدوزی شده ، محکم مي بستند ( قنداق پيچي مي کردند. ) ار آنجا که سلولهای مرده ی پا زير پارچه جمع مي شد  ، پارچه بعد از مدتي بوی بد مي گرفت و بايستي تعويض و شسته مي شد . پهن کردن پارچه های شسته شده روی بند رخت نشانه ی ِ بي فرهنگي بود و از اينکار بايستي پرهيز مي کردند.  طبيعتأ پس از مدتي پا از شکل مي افتاد و دفرمه مي شد. پای لخت و در پارچه پيچيده نشده زشت و تابو بود و ديدن پای در پارچه پيچيده في نفسه اروتيک

بود. زن را جذاب و خواستني مي کرد. و به همين سبب بود که پوشش پای زن ازاهميت خاصي بر خوردار شد ، تا جائي که زنان کفش ها يا پاپوش های خود را دوخته و گلدوزی مي کردند. و شايدکه آنها اينکار را بيشتر به خاطر جلب توجه  مي کردند تا پنهان کردن پاهايشان. بوی عطر پاها ، پودر زدن پاها نيز راه ديگر جلب توجه بود.  در چين قديم اماکني جهت نمايش کفش ها ي دوخته شده ی زيبا و جود داشت. در اين مکان ها زنان جمع شده و لباس ها ، کفش ها و پاهای کوچک خد را به نمايش مي گذاشتند. فستيوال داتونگ در شمال چين را به عنوان يکي از مشهورترين  فستيوال های کفش ، مي توان نام برد.  

ادبيات چين  تا 1930 از تصاويری پا های قنداق شده موج مي زند . و چون در قرن نوزدهم اينکار مردود و ممنوع شناخته شد ، بسياری با نگاه نستالژيک به رسم کهنه نگريستند.  مقدمه کتاب قطور سائي له فو (تربچه بچين) اينگونه آغاز مي شود : " از آنجا که ما امروز در زندگي خود هدفي نمي يابيم ، مايه ی ِ کارمان را از پاهای کوچک بر مي چينيم". واژه هائي چون لوتوس ، پا ها و کفش های گلدوزی شده ، بخصوص  کفش های گلدوزی شده ای که خاص شب و رختخواب بود (خوابيدن با پاپوش جهت فرم و شکل دادن پاها) و پاهای برهنه موضوع مکرر اين کتاب است.  وناگفته نماند که کتاب سائي له فو زماني به چاپ رسيد که سالها از مردود شمردن قنداق پيچي پا گذشته بود.

در اواخر قرن هيجدهم مبلغان مذهبي غرب و چيني های مدرن برای ريشه کن کردن آثار اين رسم قد برافراشتند. آنها قنداق پيچي را نشانه تحقير زن تلقي کرده و معتقد بود ند که عدم ارتباط چين با ساير کشور های جهان ، استبداد و رعايت نکردن حقوق افراد باني ِ  اين طرز انديشه است.  و اينگونه بود که در سال 1912 زماني که امپراطوری چين سرنگون شد ، رسمي که تا آن روزگار مشغله ای خصوصي تلقي مي شد ، به مسئله ای ملي مبدل گشت.  سال 1875مبلغ انگليسي جان مک گاون به همراهي همسرش مؤسسه ای به نام « پاهای آسماني و جامعه » تأسيس کرده و به آموزش زنان چين پرداخت.  مک گاون و همسرش هر روز با زناني برخورد مي کردند که گريه کنان مي گفتند : ما اگر از اينکار سر باز زنيم  ، دخترانشان بي شوهر مي مانند و کسي دختر ی را با پاهای زشت به همسری در نمي آورد.  و اينگونه بود که مبارزه تيانزو ( پاهای آسماني يا طبيعي) عليه گواوزو يا چانزو (پاهای قنداق شده ) آغاز شد. مک گاون به زنان مي گفت که پای زنان را خدا  آ فريده است و به همين سبب  پاها آسماني اند و دختران کوچک را بايد به حال خود گذاشت تا آنگونه که خلق شده اند ، بزرگ شوند.

 چيني های مدرن دنبال مبارزه را گرفتند و به مروز زمان جنبش های گوناگوني عليه پاهای قنداق شده ، پای گرفت. از جمله ی ِ اين جنبش ها مي توان از « دوستان آنتي پا قنداقي » (1880 ) و جنبش مأموران دولت ( 1998 ) در استان های شانگ هائي و چای آئي هو نام برد. مأموران دولت با خواندن آوازها ی دسته جمعي به مردم آگاهي مي دادند :" گوش کن به سرود رهايم ../ بگذار همه با هم بخوانيم سرود  پاهای ِ آزاد را !/ "  

آنچه اينجا قابل تأمل است ، پيوستن دير هنگام  ِ طبقه مرفه و تحصيلکرده به جنبش های فوق است. و مسئله ديگر مشکلات ِ ناشي از اين جنبش هاست. ناگاه زنان با خيل ِ مرداني روبرو شدند که به آنها به چشم « دويست ميلين پازيت » نگاه مي کردند. پاهای کوچک قنداق شده قابل استفاده در بازار نبودند. ظرفيت کاری نداشتند. و اينجا بود که انجمن های زنان به جنبش های ضد پاقنداقي پيوستند و مبارزه برای برابری زن و مرد آغاز شد. و از آ ن تاريخ بود که متقاعد کردن زنان در اشتباه بودن اين رسم آسان تر صورت گرفت. چهره زن ِ نو با در مالکيت داشتن پاهای طبيعي خود ترسيم مي شد. اما اين پايان مشکل نبود ، بلکه مشکلي تازه برای زناني آفريد که پاهايشان از فرم افتاده و قابل ترميم نبود و  پای  قنداق شده ی ِ  دختران را هم  نمي شد به يکباره لخت و برهنه کرد. آنها بي نهايت درد مي کشيدند. و از آن بدتر شرم پای قنداق شده بود ، وقتي که پاهای بي حجاب و برهنه موضوع داغ نمايشگاه ها گرديد.

امروزه زنان پا قنداقي به آثار عتقيقه و مقدس تبديل شده اند. دورتي کو به خاطر نوشتن کتابش سفری به چين مي کند. به روستای لي يو ائي در استان ياونان سفر کرده و از اين زنان ِ نمايشگاهي که حال بسيار پير شده اند ،  ديدار مي نمايد. اين روستا از سال 1990 به منطقه توريستي در آمده و زنان پير روستا با پاهای قنداقيشان برای توريست ها  ، گرد کفش های قرمزرنگ شان که در وسط ميدان روستا بر روی هم انباشته شده است ،  مي رقصند. بر دروازه روستا تابلوئي نصب شده است که بر رويش نوشته شده "  آخرين باستيون آداب در چين " و بر ديواری نوشته شده : آخرين رقص لوتوس طلائي/با نغمه خروس برمي خيزد و ُ مي رقصد/". موزيک پخش مي شود و زنان پير پا قنداقي – شايد – برای آخرين بار گرد پاپوش های قرمزشان در جمهوری مردمي چين مي رقصند.

 استکهلم/ 2006/07/19


مطلب بالا به تاريخ  هيجدهم ماه  جولای  دو هزارو شش  در روزنامه  سونسکا داگ بلادت  ( اس و د)  به چاپ رسِده است .

اسامي :

Shao - Lin  - Fu  -  Datong  -  Cailefu -John Mac Gowan  - The heavenly foot society  -Tianzu

Chanzu - Guozu -Cai Aihua -Shaughai -Liuyi -Yunnan

 

 

 |  بازگشت به صفحه اول  |                                                                               |  باز گشت به بالای صفحه                                                                         |  فارسی