Kept herself in the dark

از خنده‌هایِ ریسه فقط دهانِ زنی مانده‌ست

بر بومِ شکسته‌یِ اتاق خط‌هایِ تاریک می‌کشد

نقطه به نقطه چشم‌هایِ در آینه خشک

لایه به لایه پلک‌هایِ در بلورِ شیشه خاکستر.

در تاریکیِ لاک لاک پشتی که می‌رود وُ نمی‌رود …

شهرگان

چشم هایم قبل از فروپاشی
چهارگوش هایِ بی زنگوله
 
از هر طرف که بالا رفتی
عاشقانه
چند قطعه
 
سایه روشن
 
یک لحظه لمس
به یقین سایه ها سهم خود را از آفتاب گرفته اند
خاک هایم چراغِ سبز شب است
علامت مشخصه در سایت رندان
جنگل بی تو
اثر
این کرانه آشیانه برف است
برنزهایِ گم شده
دو قطعه
نرمه‌ای نوستالژیک
Tangente

تازه هایِ شعر

 

کاش
دو قعطه
 
زوزه
 
کِنِف
 
کمی مستی و قلندری
گمانه زنی
 
شب گربه
از یک ریشه ایم
مرثیه هائی برای پرنده هایِ ایرانی در قفس
 
آواز پرنده های ایرانی در قفس
بختک ها
فقط ساعتی بعد
 
ماهِ جون ماهِ نداست
 
صدا: بختک ها

کتابی بر بندِ رخت هایم آویخته
از کلیشه هایِ ایرانی پرنده هایِ طوسیِ مهاجر می چیند
رهبرانی سرخ در جینِ آبی.


بقیه شعر را در سایت رندان بخوانید

حلقه هایِ تنگ/ جهنم هایِ سنگی/ بهشت هایِ شیشه ای.
در این گوشه/ همیشه گردبادی هست که سقف و دیوارها را یکی می کند
رندان

 

بیوگرافی داستان مقاله طنز ترجمه صدایِ شاعر تازه های شعر کتاب خانه خبرها دیگر سایت ها بازگشت خانه index

 

باز چاپ مطالب و تصاویر وب لاگ رباب محب با لینک و ذکر مأخذ آزاد است







 

 

شُكوهِ تو را
در قاب باید تماشا كرد

وگرنه نور فقط توّهمِ زاویه است

.در شكل‌هایِ همیشه كج



 

پرنده ای نوكش در آب
. دُمش در خشكی

نیمه شدن

پرنده را زیباتر از پرواز می‌كند