Kept herself in the dark
از خندههایِ ریسه فقط دهانِ زنی ماندهست
بر بومِ شکستهیِ اتاق خطهایِ تاریک میکشد
نقطه به نقطه چشمهایِ در آینه خشک
لایه به لایه پلکهایِ در بلورِ شیشه خاکستر.
در تاریکیِ لاک لاک پشتی که میرود وُ نمیرود …
شهرگان
|
تازه هایِ شعر
شب گربه
کتابی بر بندِ رخت هایم آویخته
از کلیشه هایِ ایرانی پرنده هایِ طوسیِ مهاجر می چیند
رهبرانی سرخ در جینِ آبی.
بقیه شعر را در سایت رندان بخوانید
حلقه هایِ تنگ/ جهنم هایِ سنگی/ بهشت هایِ شیشه ای.
در این گوشه/ همیشه گردبادی هست که سقف و دیوارها را یکی می کند
رندان |