آوانگارد اروپای شرقی

تأملی بر کتاب هنر مدرن اروپای غربی

 از بالتیک تا بالتیکان نوشته استیون . ا. منس باخ 1890-1939

تام سندکویست

نویسنده و  استاد تاریخ هنر

 

 

یک پای  تاریخ هنر می لنگد.  کافی ست دفاتر را ورق بزنیم و چشمهای کور هنر آوانگارد را در پشت دیوارهای آهنین کمونیسم ببینیم ، جایی که اروپای مرکزی و با لتیکان از چشمها پنهان ماند تا  اروپای شرقی و کشورهایی نظیر اکراینا ، روسیه سفید و رومانی  جایی برای ابراز وجود نداشته باشند، البته صرف نظر ازآوانگارد روسیه که به لطف زحمات بی اجر کمیلا گری – تاریخ نویس (در رشته هنر) انگلیسی در اوایل 1960 به ثبت رسید. اثر کمیلا گری این روز ها همپایه ای در تاریخ هنر یافته است :

 تا انتشار کتاب با ارزش هنر مدرن اروپای غربی / از بالتیک تا بالتیکان 1890-1939

 اثر استیون . ا. منس باخ تارخ نویس امریکایی (در رشته هنر ) نامی از هنر اروپای شرقی نمی رود. چرا؟

پراگ ، زاگرب ، بلگراد ، بوداپست و بوخارست در سال های بینابینی دو جنگ جهانی اول و دوم مرکز تجمع گروه های آوانگارد بود و ما نمی دانستیم. چرا؟

چرا به ما اجازه ندادند تا بدانیم سمبل های ادبی اروپای مرکزی  آن سال ها  الهامبخش کوپکا ی نقاش بود؟

چرا به ما اجازه ندادند تا بدانیم کندی اسکای دوران تحصیلات خود را در رشته هنر ، در مدرسه عالی هنر آنتون ازبه واقع در بوهمن /مونچن گذراند ؟ و چرا به ما اجازه ندادند تا بدانیم مانیفست فوتوریسم مارینتس اولین بار و همزمان در سال 1909 در دو مجله   دموکرسیا در کراایوا (رومانی) و فیگارو (پاریس) به چاپ رسید؟  شاید از آنروی که آوانگارد رومانی الهامبخش آوانگارد اروپا بود؟

 

به اعتقاد منس باخ  ناسیونالیزم و رهایی از سلطه دولت عثمانی در پایانه 1800 و از سوی دیگر ازهمپاشی هابسبورگ و روسیه  در طی جنگ جهانی  اول -  دو وجه مشخصه و مشترک اروپای مرکزی و اروپای شرقی  آن سالهاست. این دو وجه در اذهان عمومی بصورت دو پرسش روبروی هم در آمده است :  تفاوت ملت  ما با دیگرملل در چیست؟ آیا ما به همان اندازه مدرن هستیم که ما بقی اروپا؟ روبرویی این دو پرسش در کشور رومانی از جنس دیگری بود. در آنجا آوانگارد یهودی  نمی خواست از ابزار ناسیونالیستی که اغلب ضد فرهنگ و سیاست یهود بود- بهره برد. اما در دیگر کشورهای اروپای شرقی از جمله در جمهوری چک -  موج ناسیونالیسم به طرز روزافزونی رشد می کرد.

همزمان با سست شدن پایه های روسیه تزاری ،  بسیاری از هنرمندان رادیکال پراگ به خود به چشم  راهبر ناسیونالیسم می نگریستند. از سوی دیگر پایه گذار فرهنگ این ملل ، فرهنگ های  قومی شان نبوده، بلکه این مدرنیزم جهانی بود

که شالوده  این فرهنگ ها را  می ریخت. سال 1910 بسیاری از هنرمندان اروپای شرقی برای تحصیل و آموختن کوبیسم  به پاریس مهاجرت کردند.  انها علاوه بر کوبیسم امکان آشنایی با اکسپرسیونیسم . در استورم (برلین) را نیز یافتند. یکی از دلایل انتخاب پاریس به عنوان کشور میزبان – شاید شهرت آنروز کوکای ناسیونالیست باشد.

 

یکی از گروه های رادیکال پراگ که شاید بیش از هر گروهی از افکار و نظرات ر ادیکالیزه متأثر بود گروه توریدوسینی به رهبری ژوزف کاپک ، کارل تیگه و وسلاو اسپلا که پس از به کار آمدن جمهودی فدرال در اکتبر  1918شروع به فعالیت کرد. پس از آن گروه های دیگری عرضه وجود کردند. از آن میان می توان از گروه دوتسیل نام برد که متشکل از نقاشان ، روزنامه نگاران ، نویسندگان ، موسیقیدانان و هنرپپیشگان بود.  این گروه شدیدأ از کوبیسم و ساختگرایی متأثر بود ، چیزی که منجر به تولد دو نوع شعر شد : شعر تصویری که به دادایسم نزدیکی داشت و            75 در رومانی منتشر می شد.                  HP  شعرسمبولیک که عمدتأ د رمجله آوانگارد

اکتبر 1920 تب پراگ به لطف کنفرانس ارتگار به یوگسلاوی هم سرایت کرد. ارتگار دادایی که در ارتباط با دادایست های پاریسی و آلمانی بود توسط دراگان الکسیک رهبری می شد. وی چندی پس از آن گروه مستقل دادایی زاگرب را پایه نهاد.

متن های دادایی در مجموعه آثاری چون دادا تنک و دادا جاز (1922) با آثاری از دادایست ها از جمله هویلسن بک ، سویتر و تریستان تزارا به چاپ رسید.

الکسیک مدت مدیدی با جنبش زنیت زاگرب همکاری داشت. و این دلیل محکمی بر تأثیر گذاری نویسندگان بر مدرنیسم بالکان است.

مجله زنیت که به  ضد  مذهب ، ضد  آکادمی دانشگاه ، ضد بورژوا و  ضد سنت معروف بود – به عنوان نقطه عطفی در آوانگارد با لکان،  توسط جنبش کروات و یوگسلاوی امروزی منتشر می شد.

مجارستان محل شکوفایی هنر کمونیستی و سوسیالیستی بود. هنرمندان مجاری که با بلا کان (جمهوری روسی – مجاری 1918/1919 ) همکاری می کردند به مرور با اکتیویست ها ی ضد بورژوا آشنا شده و از آنها متأثرشدند. سال 1910 هنرمندان مجاهد و پیشرو رسمأ به تعریف هنر خوب و متعهد پرداختند. طبق نظر آنها محتوای هنر خوب و ماندنی باید  سیاسی بوده باشد و در عین حال از اکسپرسیونیسم ، کوبیسم و فوتوریسم هم مایه گرفته باشد.

 گروه نوتوریستی لایوسکا مجله" ما" را انتشار می کرد. این مجله موفق به جلب بسیاری از هنرمندان و نویسندگان مجاری شد. هر چه قدرت روسیه و  هابسبورگ  کمرنگ تر می شد آثاراکتیویست ها ی "ما" به نفع سوسیالیزم پر رنگ  و پر رنگ تر می شد. بسیار ی از اکتیویست ها با شرکتشان  در انقلاب اکتبر 1918 (کریسانتموم ) به کمونیست ها کمک کردند. درست همان روزهایی که کمونیست ها شعار دیکتاتوری کارگری سر داده بودند ، جرج لوکاس برای روشنفکران آوانگارد از جمهوری شوروی داد سخن می داد ، تا آنجا که بسیاری ازهنر مندان روشنفکر همچون لاخوس کساک  به طراحی آفیش های دستگاه قدرت پرداختند.  اما افزایش  کمک و پشتیبانی هنرمندان  رادیکال به بلا کان و و لوکاس ، باعث می شد که هنرمندان پیشرو و آوانگارد راهشان را  از سیاست جدا کردند. کساک خود یکی از این ها بود. عقب نشینی او از سیاست یا آمال و آرزو هایش در مورد هنر آوانگارد ارتباطی نداشت ، بلکه او اساسأ با قدرت و قدرتمندان مخالف بود و رهایی همه جانبه و تمام و کمال هنر را می جست. و چون  دولت برای جلب ناسیونالیست ها به تشویق وطن پرستان مجاری پرداخت ، بسیاری از هنرمندان روی به سوی آوانگارد جهانی کردند. این بود که آوانگارد مجاری به سرنوشت غریبی دچار شد.  سربازان رومانی که با کمک قدرت مرکزی تا نزدیکی بوداپست آمده بودند توسط کمونیستها وادار به تسلیم شدند و ترور سفید دوران میکلوس هورتی هم شروع شد و بسیاری از هنرمندان آوانگارد مجبور به ترک وطن و زندگی در تبعید شدند .  آنها با انتخاب وین و برلین به عنوان وطن دوم -  برای یافتن راه رهایی هنر و اندیشه های سوسیالیستی گرد هم جمع آمدند. لاس زلو موهولی یکی از هنرمندان تبعیدی به نام آن زمان است.

 

در اواسط 1920 جمعی از هنرمندان تبعیدی به بوداپست باز گشتند و با فضای تازه و بیگانه ای روبرو شدند. لاخوس کساک طراح  آفیش های تبلیغاتی شرکت ایتالیایی " مادیانو" – فروشنده کاغذ سیگار شده بود. و این تنها مشتی از خیل نمونه هاست.

و شاید استیون . ا. منس باخ  درست می گوید که : مدرنیسم در اروپای صنعتی ، ساختگرایی در روسیه تزاری ، کوبو – اکسپرسیونیسم در هابسبورگ   بوهم و سرانجام دادایسم در شاهنشاهی رومانی بوجود آمد؟ به هر حال این دری ست که به روی پژوهش های تازه که گشوده می شود. شیفتگی هنرمندان به هر آنچه که غیر عقلانی ست و مهمل گویی های شاعرانه اروپای شرقی و آوانگارد و این حقیقت که بسیاری از هنرمندان آوانگارد آن روز در فرهنگ یهودی متولد و بزرگ شده بودند ، فرهنگی که آنها را به سوی بهم ریختن هر ساخت و فرمی راه می نمود. این امر تنها در مورد هنر نقاشی و شعر صدق نمی کرد ، بلکه در تمام زمینه های فرهنگی صادق بود ، از جمله در صحنه تأتر.

تأتر یهود در سال 1800 توسط ایسا در رومانی پایه گذاری شد و نقطه اوج خود را در مسکو تجربه کرد ، نمونه ای از این دست است.

 آوانگارد رومانی یکدست به فرهنگ یهود تعلق داشت. اما در لهستان هنرمندان یهودی به جای ارایه فرهنگ خاص خود ، در همجواری گروه های پیشرو ورشو ، کیو ، برلین ، پاریس و نیویورک ، گروه جانگ ایدیسز را تشکیل دادند. از دیدگاه هنری این گروه به اکسپرسیونیسم آلمان و اطریش نزدیک بود و در عین حال از داستان های یهودی مارک چگال نیز بی تأثیر نبودند. این گروه فاقد مانیفست بود اما مقالات بسیاری از آنها به جا مانده است که حکایت از اهمیت و نقش آنها در تاریخ آینده پیکرنگاری یهود می کند.

 

ما  چه وقت در  کشور سوید شاهد نمایشگاهی از هنر اروپای شرقی خواهیم بود؟ و چه زمان تدریس تاریخ هنر در دانشگاه ها – بر طبق شواهد موجود باز سازی خواهد شد؟ آیا میخایل دراگانسکو سر دبیر مجله فوتوریستی دموکراتیا در سال 1909 پاسخ ما را نداده است؟

" آنگونه باید کار کنیم که گویی تب داریم. تب داریم زیرا که باید کار بکنیم".

 ***

 

DN                                        این مقاله به تاریخ یازده ماه می سال دوهزار میلادی در روزنامه

                                                 در استکهلم  به چاپ رسید و در همان تاریخ ترچمه شد ، اما درانبوه کاغذها یم گم شد تا امروز هفدهم آوریل دوهزارو پنج

رباب محب

 

اسامی به زبان سویدی:

Prag – Zagreb –Belgrad – Budapest – Bukarest- Baltikum – Ukraina – Georgien – Vit ryssland – Rumänien

Tom Sandqvist  - Camilla Gray - SA Mansbach - Frantisek Kupa – Kandinsky – Böhmen – München – Demoratia – Craviova – Le Figaro -  Habsburgska – Tvrdosijni – josef capek – Karl Teige – Václav Spála – Devetsil – Dada Tank – Data Jazz – Aleksic – Zenit – Balkan – Béla Kun – Lajos Kassák -  Georg Lukás -  Miklós Horthy – Lászlo Moholy – Nagy – Jung Idysz -

Marc Chagall -  Mihail Draganescu – Marinetti Warsszawa -

 

 

برگشت 

 خانه