معمای بزرگ

توماس ترانسترومر

Tomas Tranströmer (1931-)

برگردان : رباب محب

 

با تاریکی رفتم

  سايه‌ی ِ بزرگی ديدم

در یک جفت چشم

 

خور شيدِ نوامبر ...

سايه‌یِ بزرگم  شنا می‌کند

و سراب می‌شود

 

گوزن نر در تلالویِ آفتاب

مگسان سخت می‌دوزند، می‌دوزند

سايه را بر زمين.

 

بادی رنجور

تا قامتِ خانه قد می‌کشد

نامش ديو شب

 

کاج‌هایِ پشمالود

برهمان مرداب

هميشه و هميشه

 

 

رویِ بالکن می‌ايستد

در یک قفس نور خورشيد

شکل رنگين کمان 

 

زمزمه می‌کند در مِه

قايق ماهيگيری آن دور ها

يادگارِ  پيروزی

 

شهر هایِ نورانی:

صداها، قصه ها، حساب‌ها

اما به گونه‌ای ديگر.

 

بازگشت