|
اليوت
در پاريس با سه شخصيت مهم ملاقات کرد که براو
تأثير گذاشته اند. اولي هنری برگ سون
فيلسوف
پارتيزان و برنده جايزه نوبل 1927 بود .
ابتدا برگ سون در نظر اليوت شخصيتي چون
فيتزجرالد و اوکن آمد
که فلسفه قديم را با مذهب
يکي مي دانستند ، اما بعد ها اظهار کرد که نزد
فرانسوی ها اساسأ بينش و خرد
مفاهيمي بيگانه
است. دومين
الهامبخش اليوت ماوراس چارلز و
انديشه ضد يهودی و ضد دموکراسي او و جنبش
«
اکشن فراسيس » بود. اليوت توسط دوستي با
ماوراس و اين جنبش آشنا شد. در اين زمان اليوت
به خود به
چشم ِ شاعری سنتي يا کلاسيک که
افکارش مذهبي است ، نگاه مي کرد و تا زمان جنگ
جهاني دوم شانه به
شانه ماوراس حرکت مي کرد .
سومين الهامبخش اليوت
ريچارد واگنر و اپرای
»
Tristan and
Isolde«
اوو
رقت انگيزی اين اپرا بود.
زمستان 1911 – 1912 اليوت با
تمام وجود برای گرفتن دکترای فلسفه اش از
دانشگاه آکسفورد در تلاش بود. مي خواست تز
دکترايش را در باره ای اچ برادلي فيلسوف
انگليسي بنويسد. اما
در سال 1913 – سال اوج جنگ
جهاني - به او بورس کاردر اروپا داده شد و او
دکترايش را ناتمام رها کرده و تصميم گرفت به
دانشگاه ماربورگ (به احتمال قوی به
خاطر ِ رودولف اوکن) برود.
آن که
در خيابان های پر پيچ و خم ماربورگ قدم
زده است و نبض تاريخ ميانه را در ساختمان های
زيبای آنجا
حس کرده است ، مي تواند شوق اليوت را
برای زيستن در اين شهر و خيالاتي که او در باره
شعر در سر مي
پرورادند ، در يابد. اليوت در
ماربورگ نزد کشيشي سکني گزيد که خانواده
اش اهل موسيقي بودند . اما نفس
کشيدن او با
فلسفه اوکن عمر چنداني نداشت و او مي بايستي هر
چه زود ماربورگ را ترک کند، زيرا که به
زودی
ميليون ها ارتشي رژه شان را در قاره اروپا آغاز
مي کردند. پس او تحصيلاتش را ناتمام رها کرده و
به
عنوان فرد ی از ملتي که نمي جنگيد و با
احترام هر چه تمامتر ، توسط آلماني ها با قطار و
کشتي به انگلستان
رفت.
آنچه
در بالا آمد – يعني از ميسوری تا سکونت در
اروپا اولين دوره زندگي اليوت محسوب مي شود.
ازسال 1914 دوره جديد زندگي اليوت با سکونتش در
انگلستان وآشنائي با محافل ادبي انگليس آغاز مي
گردد. تا آنزمان پدرش مخارج او را تأمين مي کرد
، اما ازدواج او در سال 1914سر آغازی در دفتر
زندگي اش شد. حال اوبرای چرخاندن چرخهای سنگين
زندگي مي بايستي به عنوان دبير دبيرستان و
کارمند بانک مشغول کار شود. ازدواجش با وی
وين يک شکست محض بود و به مشکلات روحي او
دامن مي زد . وی وين بيمار رواني بود و اليوت
خود نمي دانست چرا تن به ازدواج با او داده
بود. احتمالا به خاطر ضديت با پدرو مادرش که از
او انتظاراستاد فلسفه شدن در آمريکا را داشتند
بود که او با وی وين
ازدواج کرد،
چرا که اليوت شخصأ دلش
مي خواست شاعری آزاد
درکشور انگلستان باشد.
سال 1947 با وجودی که حدود
پانزده سال از جدائي اليوت از همسرش مي گذشت ،
تراژدی زندگي او با مرگ وی وين در تيمارستان
به اوج خود رسيد. درک اليوت از عشق ، آنطور که
ميلرتوصيف مي کند ، عشقي ويکتورياني
(منصوب به ويکتوريا ملکه ) و توأم با تصويری
مذهبي ، مبتني بر شيطاني بودن سکس - يعني همان
تصوير ی که دانته در بئاتريس بدست داده است ،
بود. اما آنچه قابل توجه است ، اين است که اليوت
بهترين و ژرف ترين آثار ادبي خود را در طي همين
سالهای بحراني نوشته است.
اليوت برای آشنائي با ازرا پاوند منشي ِ
برنده جايزه نوبل و. بي. يتز
يپشقدم شد و نه تنها با او طرح دوستي ريخت که
او را به عنوان استاد راهنماي خود انتخاب کرد.
يکي ديگر از شخصيت های مهم که در زندگي ادبي
اليوت
نقش بازی کرده است برتراند
راسل فيلسوف است. دوستي اليوت و راسل تا
آنجا پيش رفت که گاهي راسل عهده دار سرپرستي از
وي ويي ين همسر بيمار اليوت مي شد. در محله
بلومبرگ با ويرجينيا وولف ، استفان اسپندر و
تعداد ديگری نويسنده و منتقد آشنا شد. و سرانجام
اينکه لندن و فضای سبز ترافالگار اسکوار و
خيابان آکسفورد مکان خوبي برای شبگردی های اليوت
بود.
آنچه
در کتاب بيوگرافي « آفرينش يک شاعر» اثر ادوين
ميلردرتازگي دارد علاقه اليوت به سرودن اشعار
پورنوگرافي ، بخصوص در سالهای دانشجوئي اوست.
اليوت واحدی درباره نويسندگان رومي از جمله
آپوليوس و پترونيوس انتخاب کرد و
بدينوسيله با شاه بولو و ملکه اش و
ملاقات ها ئي که به صرف ناهار و گفتگوختم مي شد،آشنائي پيداکرد و به شعر کشيد: " زنگ به صدا
در آمد/ و کفتار های بريان شده را خوردند".
کفتار های بريان شده جای کلام مي آوردو ُ جای
ترديد و بحث: " دُم يا قسمتي که با حرف "پي "
آغاز مي شودو با
Hyenas.
هم
قافيه است ".
بنا
به گفته ميلر نوشته های اليوت تا حدودی محتاطانه
، اما از وضع روحي اوموج مي زنند. در خاتمه ،
با تمام
تصاوير و تفاسير و تعاريفي که ميلراز
اليوت ارائه ميدهد دو مسئله را نامبهم مي
گذارد: اشعار پورنوگرافي و
شبگردی هاي اليوت. و
اينجاست که اين پرسش پيش مي آيد : دليل شبگردهای
اليوت چه بود؟ آيا او مي خواست
اضطراب دروني اش
را خفه کند؟ آيا با شبگردی هايش افکارش را جمع و
جور مي کرد و به قالب شعر در مي
آورد؟ به اعتقاد
من رازی در پرتره ارائه شده اليوت هست. رازی
فراموش نشدني : اين سايه اوست که از پنج
شهر ،
از سنت اوئيس تا لندن شبگردی کرده است.
استکهلم/ 2006/07/21
مطلب بالا
به تاريخ بيستم ماه جولای دو هزارو شش در
روزنامه سونسکا داگ بلادت ( اس و د) به چاپ
رسِده است
.
اسامي :
TS Eliot - Jöran Mjöberg – Henri Bergson –
Fitzgerald – Charles Maurras – Action
Francaise – Richard Wagner – Oxford – E H
Bradley – Marberg - Vivien – Miller – Dante –
Beatrice - Ezra Pound –Bertrand Russell
–Bloomsbury – Virginina Woolf – Stephan Spende
– Trafalgar Square – Oxford Street – Edwin
Miller – Apulius – Petronius – Bolo -
|